یک خیال وحشتناک

می ایستم

- نه، نشسته ام –

به خیالم در متروک ترین نقطه عالم

تو نیستی

آدمها محو شده اند

من به آخر خط رسیده ام

 

دنیا ضجه زده و خودش را حلق آویز کرده

دختران زنده به گور شده اند

پسران از شرم به دنیا نیامده اند

من،

از احساس خالی شده ام

چشمانم را نمی بندم که به خواب نروم و خواب شاپرک ها را نبینم

- گلها به دار آویخته شده اند –

 

تنهای ِ ماندنی!

من از من خالی شده

دنیا

از تو.

/ 0 نظر / 7 بازدید